دل تنهایی
|
|
|
غم بي هم زبانيم را با باد خواهم گفت و حمايت نامهربانيت را به دست نقالان خواهم سپرد
يادم نرفته خواهش خاموشت و چشم هاي خسته زتنهايي ديشب خيال روي تو بامن گفت
هنگام رفتن است...
نوشته شده توسط F2 | لينک ثابت |
سلام سلام سلاااااااااااااااااااااام سلام بچه ها ... خوبيييييييييييييييييييين
از همه بچه هايي كه تو اين مدتي كه ما نبوديم لطف كردن و بهمون سر زدن تشكر ميكنيم.. هيچكسي مثل من و تو زنده در هواي هم نيست هيچكسي مثل من و تو جفت هم نيمه هم نيست نبايد بين من و تو نفسي فاصله باشه وقتي مي تونه جدايي قصه دلتنگي باشه نوشته شده توسط F2 | لينک ثابت |
گفتم: عصر تابستاني و هوايي كه كم ديده اي... اين روز ها دل خيلي بهانه تو را مي گيرد هواي ديدن تو را دارد گفت : مي دانم همه چيز بهانه است بهانه اي براي شانه به شانه در حال و هواي هم بودن ،رفتن ، نشستن ،گريستنن . گفتم : چرا گريه ! رفتن و نشستن درست ! اما گريستن را نمي خواهم نه! گفت : براي حرمت نگاه نگهبان تو براي يك دل دريا حرف نگفته گفتم : و براي هر آنچه كه گفتم و گفتم و نشنيدي براي آنچه خواستم و بودي ، خواستي و نبودم وبراي هر چه كه نمي دانم! گفت: در تمام اين سالها ، كه همه ازيادش برده بودند، تو تنها كسي هستي كه هستي گفتم: دراين دل دل دلواپسي ، عزيز دل ! وقتي تو هستي انگار همه نيستند شب از آن شبها كه در عمرت كم ديده اي دريا دريا ستاره
نوشته شده توسط F2 | لينک ثابت |
ای کاش یکدیگر را دوست داشتیم... اي کاش بي هيچ کلامي باهم همراه مي شديم. ودست به دست پرستوهاي مهاجرتافراسوي ناکجاآباد زندگي پرواز مي کرديم اي کاش باطنين آواي ملکوتي اذان ذره اي دلهايمان مي لرزيد. دستهايمان را بلند مي کرديم و در پيشگاه معشوق هميشه جاودان طلب عمرونيازمي کرديم ذره اي عشق قطره اي مهرباني و کمي محبت و عاطفه دردستهايمان مي گذاشتيم و تقديمش مي کرديم.
اي کاش همان تکه ناني را که داشتيم باهم قسمت مي کرديم. سهمي از آن تو و سهمي براي من. اي کاش يکديگررادوست داشتيم. و به جاي سالهاي دورازهم دربرابر لحظه اي جدايي تاب نمي آورديم. اي کاش زماني که باران مي باريد قطره هاي باران دلهاي مسدود شده وغبارگرفته مان راجلامي داد. وبه وسعت آسمان آبي آن را پاک و روشن مي کرد.
نوشته شده توسط F2 | لينک ثابت |
یه شب میون بارون غرورمو شکستم ...کاشکی بهت می گفتم چقدر تورو می خواستم
و چه بي جايند در و اين ديوار پله ها ، اين سقف من برون از ديوار وز پس اين درها در به در با تو همه جا مي مانم که چه بي تابم من نگهم مي ترسد که نترسي شايد ز سگ همسايه
يك بار خواب ديدن تو به تمام عمر مي ارزد پس نگو كه روياي دور از دسترس خوش نيست قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است ولي دل درياييست تاب و توانش بيش از اينهاست دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد باشد دوستت خواهم داشت بيشتر ازديروز باكي ندارم از هيچ كس و هر كس كه تو را دارم عزيز نوشته شده توسط F2 | لينک ثابت |
به همين سادگي رفتي بي خداحافظ عزيزم...
از غم عشق چه مي بايد كرد ؟! مي توان گريه جانسوزي كرد مي توان قصه نوشت شعر سرود مي توان از غم عشق ماتم داشت به دمي ديداري مي توان راضي شد به تمناي نگاهي مي توان تشنه جانبازي شد از غم عشق چه مي بايد كرد؟! در خم و پيچ و خم گيسوي عزيز مي توان راه گشود دورادور مي توان با او بود مي توان مست شد از عطر بلور مي توان دل خوش كرد بر كتابي از دو خط نامه سرد مي توان داغ شد و شعله كشيد از جهنم گذري كرد و گذشت به گذرگاه رسيد ، به گذرگاه تباهي به جنون!
من به يک هراس هميشه طرحهاي ساده و سايه هاي باران خورده ام را بي دليل بر باد داده ام بعد از اين ديگر نه به خواب قاصدکي تعبير خواهم شد و نه به اعتبار چند خيال رنگ و رو رفته
در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
نوشته شده توسط F2 | لينک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
درباره خودمون
![]() خدايا پيله عشقمان را به تو مي سپاريم
باشد كه با لطف بي كرانت پروانه آبي ما بال و پر بگشايد و پروازي بايد تا بلنداي آسمانها تا آنجا كه تو مي خواهي ما فريبا و فرشته دانشجوي كارشناسي رشته كامپيوتر اين وبلاگ و راه انداختيم اميدواريم به ياري خدا و با همراهي شما دوستاي خوبمون بتونيم روز به روز بهترش كنيم . ما رو تنها نذاريد Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati